X
تبلیغات
دهکده
هرگز زانو نمیزنم حتی اگر سقف آسمان کوتاه تر از قد من باشد!

يکي داشت و يکي نداشت!

اوني که داشت تو بودي و اوني که تو رو نداشت من بودم...

يکي خواست و يکي نخواست!

اوني که خواست تو بودي و اوني که بي تو بودن رو نخواست من بودم...

يکي گفت و يکي نگفت! !

اوني که گفت تو بودي و اوني که دوستت دارم رو به هيشکي جز تو نگفت من بودم...

يکي موند و يکي نموند!

اوني که موند تو بودي و اوني که بدون تو نمي تونست بمونه من بودم...

يکي رفت و يکي نرفت!

اوني که رفت تو بودي و اوني که به خاطر تو توی قلب هيچ کس نرفت من بودم

 

سلام دوستان و ممنون از حضورتان در دل شکسته .

میخواستم حرفی رو بزنم براتون من مطالب همش غمگینه . دست خودممم نیست

گفتم دل شکسته دل منه . و این دل خیلی غم ها داره . چه عاشقی و چه چیز دیگه

عاشقی که رفت . بیخیال . ولی تنها اون نبود چیز های دیگه ای هم دل منو داره میسوزونه . اینجا دل

منه درش به روی همه بازه . هر کی دوست داره بیاد قدم روی تخم چشم من گذاشته هر کی دوست

نداره بیاد به خدا اجبار نیست ناراحت نمیشم .

+ تــاریـخ 2011/4/2 ساعـت 9:57 PM به قـلـم مهرنوش |
سلام این وبلاگ منه میتونه هم یه دهکده ی دوستانه باشه...سعی میکنم زود کاملش کنم امید وارم

+ تــاریـخ 2011/1/21 ساعـت 4:24 PM به قـلـم مهرنوش |
 

 

                                                      happy new years my friends

+ تــاریـخ 2012/3/24 ساعـت 6:30 PM به قـلـم مهرنوش |
يکي از نمونه هاي بارز تهاجم فرهنگي اينه که:سالهاست در توليد گوجه فرنگي خود کفا شديم اما هنوز اسمش به گوجه ملي تغيير نيافته

                                       ****

پس از مرگ از شخصي پرسيدند :
جواني خود را چگونه گذراندي ؟
ندايي از عرش برآمد که :
بدبخت ايرانيه ،
ولش کنين ،
برين سراغ سوال بعدي

 

                                   ****

 

عمو زنجیر باف جان
ضمن عرض سلام و خسته نباشید
جهت زحمات بی دریغ شما بزرگوار
یک گِلگی داشتم از حضورتون ...
شما که زنجیر ما رو بافتی..؟
... پَه چرا پشت کوه انداختی..؟
مشکلتون دقیقاً چی بود؟
مرض داشتید این همه زنجیر بافته شده رو پشت کوه انداختید؟

 

                                           ****

 

فقط یک زن ایرانی می تونه روزی چند ساعت برنامه آشپزی نگاه کنه و چند تا دفتر هم پر کرده باشه و آخرش همون کوکوسبزی برای شوهرش درست کنه

 

                                    ****

 

يارو روبردن دادگاه قاضي بهش گفت خاك توسرت اين چهارمين بارته كه
ميارنت اينجا
يارو ميگه خاك توسرخودت كه هميشه اينجايي !!!
 
 
                                     ****
 
 
هيچگاه نه كسي رو ببخش 
نه فراموش كن
سر فرصت بزن دهنشو سرويس كن
( دكتر شريعتي با اعصاب خراب)
 
                                         ****
                                           
گوگل: من صاحب همه چیم
ویکی پدیا: من همه چیو می‌دونم
فیسبوک: من همرو میشناسم
اینترنت: من نباشم شما ها هیچین
برق: زر اضافی نزنید !
 
****

دخترای عزیزی که میگن پسرا همه مثله همن......کسی مجبورتون نکرده بود همه رو امتحان کنین

 

****

 

یارو 10 کالری از خوردن یه رانی وارد بدنش میشه ، 12 تا میسوزونه اون دو تا تیکه میوه باقیمونده ته قوطی و در بیاره 

+ تــاریـخ 2012/2/15 ساعـت 10:18 PM به قـلـم مهرنوش |
خووووووووووووبه خووووووووووبم هوررررررررررررررررررررررررراااااااااااااااااااااااا
+ تــاریـخ 2012/1/27 ساعـت 7:32 PM به قـلـم مهرنوش |
فحش باحال:))=)):))=)):))=))

1ـ از جلو چشمام خفه شو
2 ـ پاتو از رو بوق وردار
3ـ کثافت مرض
4ـ گردن درازی می کنی
5ـ زبون کلفت
6ـ کسی با تو زر نزد

7.فکر کردی فقط خودت خری؟
8.صداتو واسه من داد نزن
9.وقتی با من حرف میزنی دهنتو ببند!!!
10.دستت بشکنه از زانو
11.خودت گیر عجب آدم خری افتادی
12.خودم دست دارم جوابشو میدم!!!
13. تو نه تربیت داری نه خانوادگی !
14 - حرف مفت نزن ، دندوناتو پاره میکنم
+ تــاریـخ 2011/12/26 ساعـت 8:23 PM به قـلـم مهرنوش |

منطقِ پدرو مادر از تحصیل در دانشگاه: "این همه درس خوندی، درِ یه نایلون رو نمیتونی‌ باز کنی‌!

****

هیچ وقت کار امروز رو به فردا ننداز...
فردا یه عالمه کار داری،
قشنگ بندازش واسه دو سه هفته دیگه که خیالــــــــــــــتم راحت باشه

****

توی شهر بازی تو بعضی از این وسایل بازیش باید یه دکمه ی "غلط کردم" هم بزارن

****

و خداوند زمین و آسمان را آفرید… 
و ساخت بقیه ی چیزا رو به چین واگذار کرد…!!!
****
آیا میدانید
با حذف جمله “خب دیگه چه خبر” از زبان پارسی
ارزش سهام مخابرات با کاهش ۸۰ درصدی مواجه میشود !؟؟!
+ تــاریـخ 2011/12/23 ساعـت 5:14 PM به قـلـم مهرنوش |
امروز یه حسی دارم حس های کوتاه عمیق گذرا و ماندنی...چیزی تو مایه های هایکو...حالم عجیبه
+ تــاریـخ 2011/11/15 ساعـت 3:42 PM به قـلـم مهرنوش |
2 روز ديگه تولدمه خودم كه اصلا نيستم تو حال و هواش پارسال براش روز شماري ميكردم و يه ليست بالا بلند از 

كادوهايي رو كه بايد!!!ميگرفتن برام رو مينوشتم كلي تو برنامه چيدن واسه گرفتن تولد بودم

ولي امسال نميدونم چرا اصلا برام مهم نيست برام مثله روز هاي ديگست

نميدونم شايد من اين روز رو خيلي بزرگ جلوه ميدادم شايد مال اينه كه بزرگ شدم

شايد ديگه شوقم و ذوقم واسه اين جور كارا كم شده شايدم...

اصلا برا كسي مهمه كه كي تولدمه؟چرا بايد مهم باشه؟؟؟هوووم؟؟

اما باز از اون جايي كه تو پستم گفتم من هنوزم خودم رو دوست دارم وبراي خودم مهمم

پس براي خودم مهمه و اين حس از هر حس ديگه اي مهم تره...

دارم ميرم تو 17 سالگي يعني 17 تا 15 ابان اومده و رفته خدا ميدونه كه چند تا ديگه باقي مونده

به هر حااال تولدم مباااااارك 

+ تــاریـخ 2011/11/4 ساعـت 10:19 AM به قـلـم مهرنوش |
رنجيده خاطرم رنجيده خاطر از گناهان نيفتاده نديده نشده....كاش گناهي بود تا وجودم قابليت پذيرش گناه را داشت...اين اخريش بود ديگه از بعدش ميزنم تو كار هايكو...
+ تــاریـخ 2011/11/4 ساعـت 10:6 AM به قـلـم مهرنوش |
امروز يهو به ذهنم رسيد كه وبلاگم بشه دفترچه ي خاطراتم

ديگه از نوشتن و ثبت كردن توي دفتر خاطرات بيزارم

از ديدن خيلي از خاطراتم ديگه بيزارم

منم بايد بشم عين همه از بودن كنار نبودن ها بيزارم

بيزارم از من بودن نا اميد بودم الان ديگه اميدوارم

ادامه ميدم دنيا تموم نشده از من بودنم راضيم

من واسه ي خودم ميجنگم

ميجنگم چون هستم

عاشق خودمم بعد از اون هيچكس

اين جمله اي بود كه از دوستم شنيدم و اين منو اميد اميد اميدوار كرد

منم شكوه بدون هيچ وابستگي دارم ياد ميگيرم كه خودم باشم و با خودم

و دوستايي كه باهامن

+ تــاریـخ 2011/10/24 ساعـت 7:31 PM به قـلـم مهرنوش |
یواش یواش داریم به فصلِ : "کله بوق از خواب بیدار شدن، لبه تخت نشستن
، و چند ثانیه به فرش زول زدن همراه با غم باد" نزدیک میشیم
+ تــاریـخ 2011/9/16 ساعـت 6:46 PM به قـلـم مهرنوش |
دوست داری مهربونی خدا رو بدونی . این داستان رو بخون !!!!!!!!!!

خدا به بنده گفت : بنده من یازده رکعت نماز شب بخوان .
بنده به خدا می گه :خدایا آخر من خسته ام نمی توانم .
خدا :عیبی ندارد. دو رکعت نماز «شفاعت» و یک رکعت نماز «وتر» بخوان .
... بنده : خدایا حالی ندارم. برایم مشکل است نیمه شب بیدارشوم .
خدا :بنده من قبل از خواب این سه رکعت رو بخوان .
بنده : خدایا سه رکعت زیاد است.
خدا: بنده من فقط یک رکعت نماز «وتر» بخوان.
بنده: خدایا امروز خیلی خسته ام راه دیگری ندارد ؟
خدا: بنده من قبل از خواب وضو بگیر و رو به آسمان فقط بگو: یا الله
بنده: خدایا من توی رختخوابم هستم.اگر بلند شوم خواب از سرم می پرد.
خدا: بنده من همان جا که دراز کشیده ای بگو یا الله
بنده: خدایا هوا سرداست من نمی توانم دستانم را از زیر پتو بیرون بیاورم! سردم میشود.
خدا: پس توی دلت بگو یا الله .ما نماز شب برایت حساب می کنیم .
بنده اعتنا نمی کند ومی خوابد .
خدا به ملائکه می گه: ملائکه من ببینید من چقدر ساده گرفتم اما او خوابید...چیزی به اذان صبح
نمانده . بنده من را بیدار کنید .دلم برايش تنگ شده امشب با من حرف نزده است .
ملائکه به خدا می گن: خداوندا او را بیدار کردیم .اما او باز خوابید .
خدا به ملائکه می گه: ملائکه من در گوشش بگویید خداوند منتظر توست .شاید بیدار شود.
ملائکه: پروردگارا بازهم بیدار نمی شود.
اذان صبح را می گویند
این بار خدا خودش به بنده می گوید: بنده ی من هنگام اذان هم بیدار نشدی. نزدیک طلوع خورشید است . بیدار شو وبا من حرف بزن .نگذار نماز صبحت قضا شود .
خورشید از مشرق طلوع میکند
ملائکه به خدا می گن :خداوندا نمي‌خواهي با او قهر می کنی ؟
خداوند به ملائکه می گه: او که جز من کسی را ندارد .شاید توبه کند ....‬

+ تــاریـخ 2011/9/16 ساعـت 6:39 PM به قـلـم مهرنوش |
سلااااااام دوستان خیلی وقت بود که به وبلاگ خاک خوردم یه سری نزده بودم حالا دیگه بهش میرسم

اگه وبلاگم نا مرتبه دیگه به مرتبی خودتون ببخشید من با شلختگی سازگار ترم...خخخخخخب منتظر پست جدیدم باشیییییید فعلا

+ تــاریـخ 2011/8/6 ساعـت 8:50 PM به قـلـم مهرنوش |
‫قوی ترین آدم جهان...
قویترین آدم جهان اون نیست که دویست و پنجاه کیلو رو یه ضرب میزنه, قویترین آدم جهان دختر ایرانیه که با وجودأسید پاشی و گشت ارشاد و مزاحمهاى خیابونی وقتل و هزار خطر دیگه هنوزم تو این مملکت درس میخونه، ورزش میکنه، رانندگى میکنه، کار میکنه، عاشق میشه، أعتماد میکنه، مادر میشه و به بچش یاد میده آدم باشه!‬

+ تــاریـخ 2011/8/6 ساعـت 3:29 PM به قـلـم مهرنوش |

مهم نیست چه سنی داری هنگام سلام کردن مادرت را در آغوش بگیر.

اگر کسی تو را پشت خط گذاشت تا به تلفن دیگری پاسخ دهد تلفن را قطع کن.

هیچوقت به کسی که غم سنگینی دارد نگو " می دانم چه حالی داری " چون در واقع نمی داني.

یادت باشد گاهی اوقات بدست نیاوردن آنچه می خواهی نوعی شانس و اقبال است.

هیچوقت به یک مرد نگو موهایش در حال ریختن است. خودش این را می داند.

از صمیم قلب عشق بورز. ممکن است کمی لطمه ببینی، اما تنها راه استفاده بهینه از حیات همین است.

در مورد موضوعی که درست متوجه نشده ای درست قضاوت نکن.

وقتی از تو سوالی را پرسیدند که نمی خواستی جوابش را بدهی، لبخند بزن و بگو:  "برای چه می خواهید بدانید؟"

هرگز موفقیت را پیش از موقع عیان نکن.

هیچوقت پایان فیلم ها و کتابهای خوب را برای دیگران تعریف نکن.

وقتی احساس خستگی می کنی اما ناچاری که به کارت ادامه بدهی، دست و صورتت را بشوی و یک جفت جوراب و یک پیراهن تمیز بپوش. آن وقت خواهی دید که نیروی دوباره بدست آورده ای.

هرگز پیش از سخنرانی غذای سنگین نخور.

راحتی و خوشبختی را با هم اشتباه نکن.

هیچوقت از بازار کهنه فروشها وسیله برقی نخر.

شغلی را انتخاب کن که روحت را هم به اندازه حساب بانکی ات غنی سازد.

سعی کن از آن افرادی نباشی که می گویند : " آماده، هدف، آتش "

هر وقت فرصت کردی دست فرزندانت را در دست بگیر. به زودی زمانی خواهد رسید که او اجازه این کار را به تو نخواهد داد.

چتری با رنگ روشن بخر. پیدا کردنش در میان چتر های مشکی آسان است و به روزهای غمگین بارانی شادی و نشاط می بخشد.

وقتی کت و شلوار تیره به تن داری شیرینی شکری نخور.

هیچوقت در محل کار درمورد مشکلات خانوادگی ات صحبت نکن.

وقتی در راه مسافرت، هنگام ناهار به شهری می رسی رستورانی را که در میدان شهر است انتخاب کن.

در حمام آواز بخوان.

در روز تولدت درختی بکار.

طوری زندگی کن که هر وقت فرزندانت خوبی، مهربانی و بزرگواری دیدند، به یاد تو بیفتند.

بچه ها را بعد از تنبیه در آغوش بگیر.

فقط آن کتابهایی را امانت بده که از نداشتن شان ناراحت نمی شوی.

ساعتت را پنج دقیقه جلوتر تنظیم کن.

هنگام بازی با بچه ها بگذار تا آنها برنده شوند.

شیر کم چرب بنوش.

هرگز در هنگام گرسنگی به خرید مواد غذایی نرو. اضافه بر احتیاج خرید خواهی کرد.

فروتن باش، پیش از آنکه تو به دنیا بیایی خیلی از کارها انجام شده بود.

از کسی که چیزی برای از دست دادن ندارد، بترس.

فراموش نکن که خوشبختی به سراغ کسانی می رود که برای رسیدن به آن تلاش می کنند

+ تــاریـخ 2011/6/15 ساعـت 12:53 PM به قـلـم مهرنوش |
من از بلندی ارزو هایم امده ام که این جا میان خاکی ترین لحظه هایت بهانه هایم را پنهان میکنم.تو اما بی وزنی ارزوهایت را با کدام خیال پرکرده ای که این گونه در اسمان نگاهت به پرواز در امده اند؟کمی از منظق خیالت برایم بگذار تا منطقی تر ارزو کنم.
+ تــاریـخ 2011/2/8 ساعـت 9:17 PM به قـلـم مهرنوش |
راستش نمی دونستم که از کجا باید شروع کنم  گفتم که بهتره از نوشتن بعضی متن های تاپ توی کشکولم استفاده کنم کاشکی بدوستینشون.

+ تــاریـخ 2011/2/2 ساعـت 1:10 PM به قـلـم مهرنوش |